مرحوم آیت الله مجدالدین محلاتی، از نزدیکترین دوستان امام موسی صدر

 

...خدا می‌داند گاهی‌ اوقات‌ پیش‌ می‌آمد، كه‌ آقاموسی‌ حتی‌ دوتومان‌ هم‌ نداشت‌. دوتایك‌ تومانی‌....  خدا می‌داند. نامزد كرده‌ بود و می‌خواست‌ به‌ تهران‌ برود. دیدم‌ شب‌ به‌ منزل‌ ما آمده‌ است‌. گفت‌ محلاتی‌ می‌توانی‌ پنج‌ تومان‌ به‌ من‌ قرض‌ بدهی‌. گفتم‌ قضیه‌ چیست‌؟ گفت‌ می‌خواهم‌ برای‌ خانمم‌ كادویی‌ بخرم‌ وبه‌ تهران‌ بروم‌. توجه‌ كنید. از نظر مالی‌ اینقدر سلیم‌ النفس‌ بود. اما از آن‌ طرف،‌ ازنظر نشاط‌ و فعالیت‌های‌ درسی‌ حقیقتاً غوغا بود. واقعاً آن‌ دوره‌ دیگر در قم‌ تجدید نمی‌شود. یادم‌ هست‌ كه‌ آقاموسی‌ ذوق‌ شعری‌ هم‌ داشت‌. در آخرهای‌ شب‌ مثنوی‌ می‌خواند و صدای‌ خیلی‌ خوبی‌ هم‌ داشت‌. پدرش‌ هم‌ خیلی‌ شخصیت‌ بزرگواری‌ بود. تا آخر هم‌ در خانه‌شان‌ فرش‌ نبود. گلیم‌ انداخته‌ بودند.

...رفتار آقا موسی‌ یك‌ رفتار بسیار عاقلانه‌، اصولی‌ و انسانی‌ بود. عصبانی‌ نمی‌شد و درعین‌ حال‌ جلوی‌ كارهای‌ مضر را می‌گرفت‌. اگرچه‌ در مقابل‌ كارهای‌ مضر می‌ایستاد، اما اینطور نبود كه‌ توی‌ ذوق‌ افراد بزند. كارش‌ را می‌كرد و درعین‌ حال‌ به‌ تمام‌ ظرائف‌ اخلاقی‌ و انسانی‌ توجه‌ داشت‌.

...آخرین‌ سفری‌ كه‌ به‌ لبنان‌ داشتم‌، درسال‌ 1354 بود. حدود پنج‌ روز میهمان‌ ایشان‌ بودم‌. درهمان‌ طبقه‌ بالای‌ ساختمان‌ مجلس‌ اعلای‌ اسلامی‌ شیعه‌. یادم‌ نمی‌رود كه‌ اتاق‌ خوابش‌ فرش‌ نداشت‌ و موزائیك‌ بود. كف‌ اتاق‌ یخ‌ بود. گفتم‌ آقاموسی‌. چرا اینجور می‌كنی‌؟ گفت‌ می‌خواهم‌ خوابم‌ نبرد! اگر اتاق‌ سرد باشد خوابم‌ نمی‌برد. ایشان‌ درهمان‌ سفر یك‌ مصاحبه‌ خیلی‌ قوی‌ با مطبوعات‌ لبنان‌ داشت‌ كه‌ به‌ نظر من‌ یكی‌ از جالبترین‌ صحنه‌های‌ آقاموسی‌ بود. اسراییل‌ و دشمنان‌ ناراضی‌ بودند كه‌ ایشان‌ با طوائف‌ و ادیان‌ مختلف‌ روابط‌ حسنه‌ای‌ دارد. لبنان‌ نمونه‌ای‌ از همزیستی‌ موفق‌ ادیان‌ مختلف‌ در كنار یكدیگر بود. شیعه‌، سنی‌، مسیحی‌ و دروزی‌ همه‌ دركنار هم‌ زندگی‌ می‌كردند. اسراییل‌ می‌خواست‌ این‌ همزیستی‌ را برهم‌ زند. آقاموسی‌ هم‌ دراین‌ بین‌ مجلس‌ اعلای‌ اسلامی‌ شیعه‌ و حركت‌المحرومین‌ را راه‌ انداخته‌ بود و حسابی‌ قوی‌ شده‌ بود.


منبع: فصلنامه نامه مفید، شماره ۱۶ زمستان ۱۳۷۷، ص۵۷ و ۶۰